‏نمایش پست‌ها با برچسب هنر. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب هنر. نمایش همه پست‌ها

۲۱ مهر ۱۳۸۷

نمايشگاه نقاشيخط

نمايشگاه نقاشيخط زبانزدهای پارسی


بالاخره نمايشگاه نقاشيخط هم تمام شد.
قضيه از اين قرار بود که يک روز توی کتابفروشی چشمم به کتابهايی افتاد در مورد اشعار شعرای بزرگ فارسی وضرب المثل های فارسی که به ژاپنی هم ترجمه شده بود .چون اشعار فارسی قدری نياز به توضیح داره تا مخاطب ژاپنی درکش کنه،تصميم گرفتم در ابتدا ازضرب المثل شروع کنم.(یا زبانزدهای پارسی)
سريع به اين فکر افتادم که چطور ميشه اينها رو به دوستان ژاپنی معرفی کرد چون اونها هم شبيه همين زبانزدها رو بکار می برند.
ابتدا به اين فکر افتادم که همين زبانزدها رو به ژاپنی و فارسی خوشنويسی کنيم. من فارسی و يک ژاپنی به خوشنويسی ژاپنی.
اين بود که با يکی از همکلاسی هام صحبت کردم و ازقضا پدرش خطاط بود! استاد" شینزان ایتو"که بیست سال تجربه خوشنویسی ژاپنی داره. خيلی سريع تصميم گرفته شد و در روز های آخر من تصميم گرفتم به جای خوشنويسی که يک کار سنتی است،کار هام رو به صورت نقاشيخط روی سفال ارائه بدم.
نمايشگاه در سالن شيراز سفارت ايران در توکيو از 6 اکتبر تا 11 اکتبر 2008 برگزار شد .
هر چند کار اصلی من خوشنويسی نيست و سفال و سراميک کار ميکنم ولی برای اوّلين بار تجربه جالبی بود.از اين لحاظ که هم نمايشگاه جنبه هنری داشت و هم فرهنگی. هم ميشد خوشنويسی ايرانی و ژاپنی رو در کنار هم مقايسه کرد و هم زبانزدها رو.سفارت هم واقعاً کمک و همکاری کرد. مخصوصاً از لحاظ پوشش خبری و آماده سازی نمايشگاه.
يک مسئله ديگه که برای اوّلين بار برام اتفاق افتاد اين بود که؛با اينکه اين نمايشگاه کار جنبی وتفريحی برای من بود، واقعاً خستگی فکری رو برای اوّلين بار تجربه کردم!طوری که هر روز اگه حدود دو ساعت جدّی فکر ميکردم بنزينم تموم ميشد و سردرد شديدی ميگرفتم که بايد کارم رو تعطيل ميکردم و استراحت ميکردم!!کمی ژاپنی ها رو درک کردم:-)
ديگه به خودم قول دادم که کار زياد نکنم و در اصل تفريح رو کمتر کنم.

از حاشيه های نمايشگاه اينکه وقتی خبر نمايشگاه رو در خبرگزاري ها خوندم به جای "ضرب المثل های فارسی " از "زبانزدهای فارسی" استفاده کرده بودند. خيلی خوشحال شدم از اينکه روزنامه های ايران اينقدر مراقب زبان فارسی هستند که حتی زبان عربی رو هم به کار نميبرند. اميدوارم روزی برسد که زبان فارسی از لغتهای بيگانه و از جمله لغتهای عربی پاکسازی شود
برای ديدن اخبار و عکس های مربوط به نمايشگاه به لينک های زير مراجعه کنيد:


ایرناتصویر



_____________________________________________________
در اين وبلاگ واژه های کليدی ،اطلاعات مربوط به تخصص و تحقيقات نويسنده این وبلاگ ميباشد
واژه های کليدی: سفال،سراميک،ايران،سفالگران معاصر ايران،ژاپن،دانشگاه هنر توکيو،لعاب،هنر،شهر سوخته،کلپورگان،کلپورکان،هنر های سنتی ايران و ژاپن،صنايع دستی،خوشنویسی.
_____________________________________________________

۹ شهریور ۱۳۸۷

هنر نزد ايرانيان است و بس!


هر بار که در يک جشنواره بين المللی شرکت ميکنم به ياد اين شعر فردوسی ميافتم که:هنر نزد ايرانيان است و بس!و همیشه درگیر معنی نادرست این شعر...تا اينکه کنجکاو شدم در مورد منظور اصلی شاعر تحقیق کنم.
اگر فکر کنيم که يک اديب بزرگی مثل فردوسی- که زبان فارسی مديون اوست -منظورش از این شعر اين بوده که" هنر فقط و فقط نزد ايرانيان است" در حق او ظلم کرده ايم.
چون اگر منظور او واقعا اينچنين بوده باشد " ابتدا " به تمام ملّتهای غير ايرانی توهين کرده،"دوّم" اينکه به تمام ايرانيها توهين کرده است،که اينقدر خودخواهند که هنر را فقط و فقط مختص خودشان ميدانند .
حقیقت این است که اين شعر سخن خود فردوسی نيست و از قول بهرام گور در جواب فغفور چين گفته است و... "بس" به معنی "فقط و فقط" نبوده بلکه به معنی " بسيار " است. يعنی به جای "ايرانيان بس و بسيار هنر نزدشان است"، يا "ايرانيان بسی هنر دارند" و يا "و بس هنر نزد ايرانيان است"، واژه ی" و بس"، به پايان رفته است و شده است: هنر نزد ايرانيان است و بس.
احتمالا حرفها و بگومگوهایی بین بهرام گور و طرف چینی رد و بدل شده که بهرام گور به خاطر اینکه کم نیاره این حرف رو زده .
هر چند من حتی اين جمله که " هنر نزد ايرانيان بيشتر از بقيه ملّتها هست" رو هم قبول ندارم.درسته که هنر ايران خيلی غنی هست ولی اين دليل نميشه بگيم از هنر کشورهای ديگه بهتره!چون هنر مثل علم قابل مقايسه نيست.
حسّاسيت من بيشتر به اين خاطر است که خودم دانشجوی هنر در يک دانشگاه خارجی هستم .
امیدورام دوستان عزيز هم برداشت درستی از اين شعر فردوسی داشته باشند.
برای اطلاعات بیشتر سری به این نوشته بزنید.

۲۸ تیر ۱۳۸۷

ژوژمان

ژوژمان آخر ترم:
اين روزهاهوای توکيو خيلی گرم و شرجیه! همه دارن ميرن مسافرت خارج! که برای ژاپنی ها ارزونتر از سفر داخلی هست.
اين ترم دانشگاه هم تموم شد و ما هفته پيش ژوژمان داشتيم. دانشگاه ما از حالا تا دوماه ديگه تعطيلات تابستونی تعطيله.
ولی بخش ما طبق معمول هميشه بازه و همه مشغول کار!
ژوژمان ما مثل يک گزارش عملی 6ماه ميمونه که بايد به استادها: کاری که کردی+کاری که داری انجام ميدی+کاری که ميخوای انجام بدی رو توضیح بدی.
همه استادها ی بخش که 5نفر هستن و تمام دانشجوها موظف هستن که به توضیحات همه گوش کنن و اگه سؤالی داشتن سؤال کنن.
اينجا فرقش با ايران اينه که نمره ای در کار نيست. فقط اساتيد نظراتشون رو در مورد کارها ميگن.
بعد از هر ژوژمان هم يک پارتی بزرگ به خاطر گفتن خسته نباشيد به همه برگزار ميشه و شروع ترم بعد از مهر ماه هست.

۱۸ تیر ۱۳۸۷

برعکس!


بعد از سه سال دوباره به اين وبلاگ سر ميزنم.اميدوارم که بتونم ادامه بدم.
بعضی وقتا با سرعت و قدرت داريم به مسيری ميريم که نبايد بريم! دليلمون اينه که همه دارن ميرن بنابرين من هم دارم ميرم! اين تصوير گرفيکی هست که يک هنرمند کره ای طرّاحی کرده است. اسم تابلو "برعکس" است.