نمیدونم ایران چه اتفاقی افتاده که از دیروز هزاران ایمیل بهم اومده که:
معنی کلمه داتسون چیه؟!!
داتسون یک مارک خودرو بود.این شرکت در سال ۱۹۳۱ توسط شرکت دات موتورکار و با نام داتسون آغاز بهکار کرد.بعدها در سال ۱۹۳۳ شرکت نیسان کنترل شرکت دات موتورکار را بدست گرفت.داتسون بیشتر بخاطر خودروهای اسپرتش شناخته شده است.
داتسون به ژاپنی معنی مخصوصی نداره و برید تاریخ این کلمه رو اینجا بخونید.
ببخشید که وقتی برای ترجمه به فارسی ندارم .امیدوارم به دردتون بخوره.
۲۰ دی ۱۳۸۹
۳ آبان ۱۳۸۹
تبلیغات در تلویزیون ژاپن
طرف حساب تلویزیون ژاپن در تبلیغات معمولاً زنهای بین ۴۰ تا ۵۰ ساله هستند.زنهأی که دوران جوانی را کم کم سپری کرده و نگران زیبایی خود هستند.
پوست صورت ژاپنیها سفید بوده و پس از ۳۵ سالگی کم کم خالهای قهوهای رنگ بر سطح صورتشان ظاهر میشود.
چروک صورت دیگر مشکل زنان رو به سنّ گذاشته ژاپنی است.
هر چند در مجموع زنان ژاپنی از زنان هم سنّ خود در کشورهای اروپایی و خاور میانه حدود ۱۰ سال جوانتر به نظر میرسند.با این وجود شاید بیشتر از ۵۰% تبلیغات تلویزیون ژاپن را وسائل آرایشی تشکیل میدهند.
از دیگر تبلیغات تلویزیون ژاپن ، وسائل خانه مثل جارو برقی با تکنولوژی جدید ،وسائل الکترونیکی ،کامپیوتر ،دوربین عکاسی،موبایل،وسائل گرمأیی تشکیل میدهند.
پوست صورت ژاپنیها سفید بوده و پس از ۳۵ سالگی کم کم خالهای قهوهای رنگ بر سطح صورتشان ظاهر میشود.
چروک صورت دیگر مشکل زنان رو به سنّ گذاشته ژاپنی است.
هر چند در مجموع زنان ژاپنی از زنان هم سنّ خود در کشورهای اروپایی و خاور میانه حدود ۱۰ سال جوانتر به نظر میرسند.با این وجود شاید بیشتر از ۵۰% تبلیغات تلویزیون ژاپن را وسائل آرایشی تشکیل میدهند.
از دیگر تبلیغات تلویزیون ژاپن ، وسائل خانه مثل جارو برقی با تکنولوژی جدید ،وسائل الکترونیکی ،کامپیوتر ،دوربین عکاسی،موبایل،وسائل گرمأیی تشکیل میدهند.
۴ تیر ۱۳۸۹
ملاحظه کاری2
هر روز صبح با ماشين برقی بايد ريشمو کوتاه کنم وگه نه مثل شير يا شامپانزه ميشم. هر روز از يک پريز برق که کنار آشپزخونه هست استفاده ميکردم. ديروز دير از خواب بيدار شدم و با عجله صبحانه خوردم و دويدم که برم ريشمو بزنم. ولی ديدم پريز اشغاله و يک دوشاخ ديگه بهش وصله! ديروز مثل اينکه از شرکت گاز اومدن خونه و يک هشدار دهنده وصل کردن. با خودم داشتم قر ميزدم و دنباله يه سه راهی بودم که وصل کنم تا کارمو راه بندازم. بالاخره پيدا کردم و ريشمو تراشيدم.
امروز وقتی برگشتم خونه يه بار ديگه به دوشاخی که شرکت گاز استفاده کرده بود نگاه کردم ديدم اين دوشاخه بغلش دو تا سوراخ داره و ميشه به جای پريز برق استفاده کرد!!در اصل شرکت گاز ميخواد بگه که اگه ما حتی يک دونه پريز برق از شما رو اشغال ميکنيم به جاش از دوشاخی استفاده ميکنيم که خودش پريز هم هست و مزاحم شما نميشه!!!
اينجا ديگه اوج ملاحظه کاری ژاپنيها رو ديدم.
۲۹ آذر ۱۳۸۸
بسته پستی به لهستان
اول اينکه به خاطر وقفه اي که در بروز کردن وبلاگ پيش اومد ببخشيد.رساله نهايی و دفاعيه اين فرصت رو ازم گرفته بود.
يکی از دوستان دانشجو که اهل لهستان بود چند وقت پيش پس از يک سال تحصيل در ژاپن به کشور خودش برگشت .
موقع برگشتن به من سفارش کرد که دو تا کار سراميک دارم که بعدا برام بفرست.اما قبل از فرستادن بهم زنگ زد و گفت که چند تا مدل کوچيک هم دارم اگه پيدا کردی اونها رو هم بذار داخل بسته و بفرست.
من هم دو تا کاسه سراميکی و دو تا مدل کوچيک گلی رو بسته بندی کردم و براش فرستادم.چون خودش هم بهم گفته بود که برای بسته بندی و فرستادن کارها زياد سخت نگير،من هم با پست معمولی و به قيمت 5000 ين براش فرستادم.
پس از ده روز از پست ژاپن و همونجايی که فرستاده بودم به من زنگ زدن و با کلی معذرت خواهی گفتند که مثل اينکه محموله اي که فرستادين پس از رسيدن به پست لهستان شکسته و اينکه چکار بايد کرد بعدا باز باهات تماس ميگيريم.
من که با پست معمولی فرستاده بودم و دوستم هم که زياد براش مهم نبود فکر ميکرديم که خوب تقصير خودمون بوده و مسئوليتش با خودمون بوده. از طرفی وقتی از دوستم پرسيدم که کدوم کارت شکسته ،گفت که فقط همون مدل کوچيک شکسته که اصلاً مسئله اي نيست .از طرفی قيمت کل محتويات داخل بسته حدود 10،000 ين ميشد.
خلاصه اينکه من و دوستم ديگه قضيه رو حل شده فرض کرديم و تموم شد.
ما قضيه رو تموم کرديم ،پست لهستان که مقصر اصلی هستش هيچی نگفته .حالا پست ژاپن که کارش رو به نحو احسن انجام داده ول کن نيست!! هر روز از پست ژاپن به من زنگ ميزنن و ميگن که ببخشيد که يه همچين اتفاقی افتاده و به زودی برات جواب خواهيم داد!
من و دوستم هم که قضيه رو حل کرده بوديم و برامون زياد هم مهم نبود انتظاری هم نداشتيم که کسی جواب بده و حتی اگه قرار بود يکی جوابگو باشه بايد پست لهستان باشه نه پست ژاپن.
بالاخره امروز يه نامه از پست ژاپن بهم رسيد و نوشته که ما ميتونيم تا 20،000 ين بهت غرامت بديم که اين مقدار پول به اندازه دو برابر قيمت کل محموله است!!!
هر چند ميشه گفت بين پست بين المللی کشورهای مختلف يک سری قرار دادهايی است که بايد مسئوليت پذير باشند ولی من که با پست معمولی فرستاده بودم و من و دوستم بيخيالش شده بوديم،
هيچ انتظاری نداشتیم که از طرف پست اين همه پيگيری بشه.
اينجا هم ميشه دقت و سرويس ژاپنی ها رو واقعاً تحسين کرد که يکی از دلايل بزرگ رشد اقتصاد ژاپن هم همين مسئله است.
۲ آبان ۱۳۸۸
صخره نوردی
اين دنيا هر جور جايی که فکر کنين داره:دشت،کوه،جلگه و منطقه هموار،زمين پر از سنگ،باتلاق،آب،.....خلاصه هر جايی که فکرشو بکنيد.
هر جايی که به دنيا اومده باشيم بايد روش راهپيمايی در اون منطقه رو ياد بگيريم وگه نه فنا خواهيم شد.دريا نياز به قايق و کشتی داره،و کوه نياز به وسائل کوهنوردی...
يه نگاهی اگه به زندگی خيلی از ماها بندازيم مي بينيم که ما خيلی کم ميشه که در زمين هموار راه رفته باشيم!!!
و خيلی از ماها دائم در حال "کوهنوردی"هستيم!!!!
شايد بهتر بگم"صخره نوردی"!
فراموش نکنيم که تنه لش خودمان(وزن) ،مزاحم صعودمان است!!
هميشه در حال تلاش برای ماندن در ميانه کوه و صخرها و حفظ موقعيت فعلی و دوم زدن يک ميخ ديگر چند سانتی متر بالاتر جهت صعود بيشتر!
لذت زندگيمان را تنها از "صعود" ميبريم نه از لحظه!
يادمان ميرود که برای چه "صعود" ميکنيم!
صعود به کوهی که هيچ قله اي برايش فرض نشده!
تنها يک قله مجازی مرگ در ميانه راه و آويزان جان باختن!!!
زندگی را به تنها"لذت صعود" خلاصه کردن و فراموش کردن اینکه جلگه همواری هم هست که میشوداز آن لذت برد.
فراموش کردن هدفی که در حقيقت بخاطر آن"صعود" ميکنيم.
هميشه آويزان از صخره و تلاش برای سقوط نکردن!
هدف را فراموش کردن و
"هدف شدن راه"!!
دويدن و دويدن و دويدن...
شتاب و سرعت...
به کجا؟!!....
گذر عمر و همچنان صعود به مقصدی نامعلوم
و به لذت صعود قانع...
*با عرض معذرت از کوهنوردان عزيز که خود نيز يکی از طرفداران پر و پا قرص کوه و طبيعت هستم.مثال اين نوشته از زاويه ديد ديگری است که اميدوارم باعث رنجششان نشود.
هر جايی که به دنيا اومده باشيم بايد روش راهپيمايی در اون منطقه رو ياد بگيريم وگه نه فنا خواهيم شد.دريا نياز به قايق و کشتی داره،و کوه نياز به وسائل کوهنوردی...
يه نگاهی اگه به زندگی خيلی از ماها بندازيم مي بينيم که ما خيلی کم ميشه که در زمين هموار راه رفته باشيم!!!
و خيلی از ماها دائم در حال "کوهنوردی"هستيم!!!!
شايد بهتر بگم"صخره نوردی"!
فراموش نکنيم که تنه لش خودمان(وزن) ،مزاحم صعودمان است!!
هميشه در حال تلاش برای ماندن در ميانه کوه و صخرها و حفظ موقعيت فعلی و دوم زدن يک ميخ ديگر چند سانتی متر بالاتر جهت صعود بيشتر!
لذت زندگيمان را تنها از "صعود" ميبريم نه از لحظه!
يادمان ميرود که برای چه "صعود" ميکنيم!
صعود به کوهی که هيچ قله اي برايش فرض نشده!
تنها يک قله مجازی مرگ در ميانه راه و آويزان جان باختن!!!
زندگی را به تنها"لذت صعود" خلاصه کردن و فراموش کردن اینکه جلگه همواری هم هست که میشوداز آن لذت برد.
فراموش کردن هدفی که در حقيقت بخاطر آن"صعود" ميکنيم.
هميشه آويزان از صخره و تلاش برای سقوط نکردن!
هدف را فراموش کردن و
"هدف شدن راه"!!
دويدن و دويدن و دويدن...
شتاب و سرعت...
به کجا؟!!....
گذر عمر و همچنان صعود به مقصدی نامعلوم
و به لذت صعود قانع...
*با عرض معذرت از کوهنوردان عزيز که خود نيز يکی از طرفداران پر و پا قرص کوه و طبيعت هستم.مثال اين نوشته از زاويه ديد ديگری است که اميدوارم باعث رنجششان نشود.
۲۲ مهر ۱۳۸۸
مرد ژاپنی و حجاب اسلامی
مردی ژاپنی که در اوایل انقلاب در تهران زندگی میکرد، روزی با همسر خود به یک رستوران رفت. در آنجا از همسرش خواستند که روسری به سر کند و به او یک روسری هم دادند. مرد ژاپنی ار آنان تقاضای یک روسری اضافه نمود و خودش آنرا به سر کرد. وقتی پیشخدمت های رستوران توضیح دادند که فقط زنان باید حجاب داشته باشند و نه مردان ، در پاسخ گفت: “اگر همسرم مجبور است کاری را خلاف میل خود انجام دهد ، منهم وظیفه خود میدانم که با او همراهی کنم.” من وقتی این داستان را شنیدم ، به این فکرفرو رفتم که چرا مردان ایرانی هرگز در مقابل حجاب واکنشی نشان نداده اند تا بگویند این تحمیل را بر زنان روا نمیدارند؟
برگرفته از donbale.com
برگرفته از donbale.com
اشتراک در:
پستها (Atom)
